تبليغاتX
معماري ايران

معماري ايران

 
   

 

 ارگ بم –  شماره   ثبت در فهرست آثار ملي  519

محمد مهريار

ارگ بم بر بلنداي صخره اي سترگ، درجنوب رودخانه پشت رود جا دارد و شهر بم و ديوار شهربست قديم آن در جنوب ارگ و درفاصله ميان رودخانه پشت رود و رودخانه ديگري شكل گرفته است و امروزه بسترود به خياباني ميان شهري بدل گرديده است .

ارگ بم عضوي از منظومه اي بزرگ از بناهاي تاريخي است كه آن را در ميان گرفته اند ؛ شهر باستاني دارزين با قدمتي در حدود هزاره اول پيش از ميلاد در اراضي شمال غربي بم امروزي برپا بوده و هنوز كوشك هاي ميان محله هاي شهردوران قرون اوليه اسلامي در آن بر پامانده اند و تنها قريه كوچكي در حوزه غربي آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بناي چارطاق و ساختمان كوشك و پير علمدار و همچنين در مشرق و نزديكي ارگ، بناي تاريخي مسجد حضرت رسول بر پيرامون فضاي ارگ برپا بوده اند . هرچند كه پيشينه اين بنا ها ساليابي نشده است ، با اين حال قدمت آن ها ، از قرون اوليه دوران اسلامي تا دوره ايلخاني قابل تخمين به نظر مي رسد.
 ساليابي بناهاي تاريخي واقع در ارگ بم و همچنين بناهاي پيرامون آن تاكنون در برنامه كار باستان شناسان قرار نگرفته است ، از اينرو شايسته است كه بيشتر به گزارش هاي شفاهي مردم و متون تاريخي اكتفا نمود. . در متون تاريخي ؛ پيدايش ارگ بم را به بهمن بن اسفنديار نسبت داده اند، و او را اردشيردرازدست از شاهان دوران هخامنشي قلمداد كرده اند. در سيماي برخي از برش هاي ارگ نيز لايه هاي ساختماني بيشماري نمايان است كه گوياي ساخت و سازهايي مكرر در ارگ و تأييدي بر درستي تخمين قدمت متون تاريخي است.
هرچند كه تا كنون وقوع زلزله هاي بزرگ در منطقه بم گزارش نشده است و يا دست كم از آن بي اطلاع مانده ايم ، با اين حال ارگ بم طي عمر طولاني خود ، بارها مورد مهاجمه ها ، جنگ ها و محاصره هاي طولاني دشمن تخريب و ويراني بوده و نشانه هاي شاخصي از ويراني هاي آن در دست است . با اين حال هر باربالنده تر گذشته براي استقرار نسل هاي بعدي انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش يافته است .
ساكنان ارگ بم در حدود يكصد و پنجاه سال پيش ، براي آخرين بار مأواي ارگ را ترك نموده ودرون باروي شارستان و در ميان باغ ها و نخلستان هاي بيرون از شهر سكني گزيدند. وسعت ارگ بم به ييست هكتار مي رسد . جز باروي شارستان كه درحوزه شمالي به باروي ارگ نزديك است و به فاصله اندكي از باروي ارگ جا دارد . در حوزه جنوبي چهار بارو بخش فراز كوه سنگي را احاطه كرده است كه به احتمال زياد راستاي هر بارو نشان دهنده گسترش حاكم نشين ارگ در دوره اي از تاريخ است . ساختمان ارگ بم در شكل توسعه يافته اش از دو بخش مردم نشين و حاكم نشين تشكيل شده است. در فضاي شمالي بيرون ارگ ، بناي گنبد بزرگ يخدان و در نزديكي آن ديواره رفيع يخ چاوون جا دارد .
بخش حاكم نشين بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشكل از بنا هايي است، همچون؛ برج اصلي ، چهارفصل ، خانه حاكم ، چاه آب ، حمام ، خانه رئيس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسياب بادي) ، سرباز خانه ، دروازه (ساساني) و برج و باروي اين مجموعه را شامل مي شود . گفتني است كه جز بناي آسياب بادي ، ديگر بخش هاي حاكم نشين بر باروهايي سنگي با بلندي نزديك به هفت متر استوار شده است كه در زير روكش كاهگلي پنهان مانده است ، چنين به نظر مي رسد كه در لايه هاي مانده در محدوده باروي سنگي به ويژه در سطوح زيرين آن كهنه ترين بخش حاكم نشين باشد. در بخش شرقي حاكم نشين دروازه مسدود شده اي است كه آن را كد كرم (خانه كرم) مي خواندند و وجود اين پديده را سندي بر جا مانده از داستان هفتواد تلقي نموده اند.
فضاي مردم نشين يا عامه نشين با حصاري بلند در راستاي شرقي غربي از بخش حاكم نشين جداشده و دسترسي اين دوبخش به يكديگر از راه دروازه اي است كه از شمال بناي مير آخور به سرباز خانه حاكم نشين مي رسد. بخش مردم نشين را به دوره اي از گسترش ارگ نسبت داده اند ، با اين حال اين دوبخش در ميان باروي حصيني با 38 برج بزرگ و كوچك جاي دارد كه يكپارچه به نظر ميرسد وتنها دروازه اين مجموعه در ميان باروي جنوبي مردم نشين جاسازي شده است . فضاي مردم نشين شامل : دروازه ورودي ، بناي سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع ، بناي زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، ميدان تكيه، مسجد پيامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بناي ميراخور و محله هاي مسكوني است .

طي سال هاي اخير ، مرمت و بازسازي ساختمان ميرآخور در شمال بناي اصطبل به عنوان دفتر كار مرمت و احياي ارگ ، سرآغازي بود بر فعاليت هاي كلان سازمان ميراث فرهنگي كشوردر شهرستان بم .در اين رهكذر به مرور بررسي ، خواناسازي و احياي شبكه معابر و بناهاي سردروازه ، راسته بازار ، چارسوق ، مسجد جامع ، مجموعه ميرزا نعيم ، خانه ساباط ، بناهاي پيرامون ميدان تكيه ، اصطبل ، مدرسه ، سربازخانه ، خانه رييس قشون ، بخش جنوبي و بخش غربي بارو و برج هاي پيراموني ارگ ، ساختمان گنبد يخدان ، باروي يخچاوون و مسجد حضرت رسول در فضاي بيروني ارگ مرمت و احيا گرديد و براي تحقق اهداف از پيش تعريف شده راه اندازي شد و سامان گرفت .
 در كاوش هاي سالهاي اخيردر فضاي دروازه اسپيكان كه در باروي شارستان و در شمال غربي ارگ واقع است ، تاسيسات آب رساني مخفي ارگ آشكار گرديد .آب دو رشته قنات در ساختمان پخشگاه همجوار با اين دروازه ، چند بخش شده و بخشي از آن از طريق تنبوشه به ساختمان شترگلو واقع در خندق غربي مي رسيده و به ميان ارگ هدايت مي شده و در ساختمان حمام بخش غربي مردم نشين ظاهر مي گرديده است .
   
   
  دانشنامه جهان اسلام

مدخل (بم) نوشته خسرو خسروي

بًم، شهرستان،‌ شهر، و قلعه اي در استان كرمان.

 1) شهرستان بم (جمعيت طبق سرشماري 1375 ش 198435 تن، كه از آن ميان حدود 43 درصد شهرنشين؛ و حدود 47 درصد روستانشين بوده اند). در مشرق و مركز استان كرمان قرار گرفته، از شمال به شهرستان كرمان، از مشرق به شهرستانهاي زاهدان و ايرانشهر، از جنوب به شهرستان جيرفت

، و از مغرب به شهرستان بردسير محدود است. مشتمل است بر چهاربخش حومه (مركزي)، رايگان، نًرماشير و فًهوج، و شهرهاي بم و بًروات. كوير لوت (دشت لوت)، در قسمت شمال و شمال شرقي آن واقع شده و مغرب آن كوهستاني است. آباديهاي بم در دامنة كوهها و دشت قرار دارد. رشته كوههاي بارز و كوههاي راين درشمال و مغرب آن (ارتفاع بلندترين قله: 4465 متر به نام هزار در بخش راين) تا جنوب شهرستان امتداد دارد، و در آنجا شاه كوه و نمداد (ارتفاع بلندترين قله: 3491 متر) ناميده مي شود. كوه كِشيت در شمال شهرستان با جهت شمال غربي – جنوب شرقي تا مغرب شهر بم امتداد دارد و كوير لوت را از درة‌ تهرود جدا مي كند. گردنة سرپشت در نزديكي دارزين در مغرب شهر بم واقع است. رودهاي موسمي آن فهرج و تَهْرود جدا مي كند. گردنة سرپُشت در نزديكي دارزين در مغرب شهر بم واقع است. رودهاي موسمي آن فهرج و تَهرود است. تَهرود از كوه هزار در ارتفاعات ساردويه سرچشمه مي گيرد، از دهستان تهرود، در بخش راين، مي گذرد و به لوت شورگَز منتهي مي شود. بم در تابستان بادهاي گرم به نام لِوار دارد. در مشرق شهرستان،‌ در بخشهاي ريگان و نرماشير، جنگلهاي تُنُكِ درختان گز و كَهور ديده مي شود. دره هاي واقع در كوههاي بارز و كشيت،‌ با آب فراوان و سبز و خرمي،‌ از ديرباز باعث سكونت مردم در آنجا و پيدايي آباديها و كشت و ورز شده است. آب آشاميدني مردم از چشمه ها و چاههاي عميق و نيمه عميق و قنات تامين مي شود. دهها رشته قنات،‌ زمينهاي آن را مشروب مي كند. از محصولات عمدة آن گندم و جو و مركبات است. خرما و حنا و مركبات آن صادر مي شود. از صنايع دستي قالي بافي،‌ سبدبافي،‌ حصيربافي و گليم بافي دارد. پرورش گاو و گوسفند و بز در آن رايج است. در نواحي بياباني بم از شتر براي رفت و آمد و باركشي استفاده مي شود. معادن مرمر و چشمة آب گرم معدني دارد. راه اصلي كرمان – زاهدان، كرمان- ايرانشهر، و كرمان- جيرفت از آن مي گذرد. اين شهرستان زلزله خيز است. از جمله آثار باستاني آنجاست: ميل نادري (درست تر: ميل قاوردي)، از آجر، از دوره نادرشاه به ارتفاع تقريبي چهل گز در نزديكي شهر فهرج (وزيري كرماني، 1364 ش، ج 1، ص 355،‌ 356، حاشيه)؛ قلعة دختر؛ ويرانه هاي شهر قديمي ريگان از دورة اشكاني (مستوفي، ص 349) در حدود 37 كيلومتري جنوب شرقي شهر فهرج؛ ويرانه هاي ساساني – اسلامي نرماشير، نزديك روستاي چَغوك آباد (حدود نوزده كيلومتري جنوب غربي آبادي فهرج)؛ و قلعه (ارگ) بم در 1316 ش، شهرستان بم در استان هشتم با بخشهاي بم (حومه)‌، سبزواران (جيرفت)، ساردويه،‌ كهنو (كَهْنوج)، و مَشيز (بردسير) تشكيل شد (ايران. وزارت كشور، ص 15 مكرر). در تير 1324 بخش بردسير از آن مجزا و تابع شهرستان سيرجان گرديد (همان، ص 23 مكرر) طبق تصويبنامة شهريور 1325، دهستان نرماشير (فهرج) تبديل به بخش، و تابع شهرستان بم شد (همان، ص 24 مكرر) و جيرفت از شهرستان بم مجزا و تبديل به شهرستان گرديد (همان، ص 25 مكرر) درهمان سال،‌دهستانهاي اسفندقه و راين از بخش ساردويه مجزا و به عنوان بخش، تابع شهرستان جيرفت شد (همانجا) در مهر 1326، دهستان ده بكري (مُرغَك)، از بخش مركزي (حومه) شهرستان بم مجزا و تابع بخش راين و جزو شهرستان بم گرديد، و دهستان اسفندقه از بخش راين شهرستان بم مجزا و ضميمه بخش ساردويه و تابع شهرستان جيرفت شد (همان، ص 26 مكرر) بعداً بخش كهنوج نيز از شهرستان بم جدا و به شهرستان تبديل شد.

 2) شهر بم. مركز شهرستان بم (جمعيت طبق سرشماري 1375 ش: 70079 تن)، در ارتفاع حدود 1060 متري،‌ در دشتي حاصلخيز، در شمال رشته كوههاي بارز در مسير راه اصلي كرمان – زاهدان، و كرمان – ايرانشهر- چابهار (درياي عمان)، در حدود 200 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان واقع است. فاصلة آن تا ايرانشهر در جنوب شرقي حدود 357 كيلومتر، و تا جيرفت در جنوب غربي حدود 118 كيلومتر است. آب و هواي آن عمدتاً كويري است. حداكثر مطلق دماي آن به 49 درجه سانتيگراد، و حداقل آن به 9- درجه سانتيگراد مي رسد. گاهي در بم برف مي بارد. رشته كوههاي بارز مانند سدّي در جنوب دشت بم كشيده شده است. رود موسمي تهرود از شمال شهر به نام رود بم (يا رود پشت) مي گذرد. آب آشاميدني بم عمدتاً از چاه و قنات تامين مي شود. حدود 29 رشته قنات با جهت غربي- شرقي وارد شهر و حومة آن مي شود. طول برخي از آنها به حدود بيست كيلومتر مي رسد. محلة قديمي زرتشتيها در شمال غربي شهر واقع است. از جمله بناهاي قديمي شهري: مسجد سيد (تاريخ بنا: 1262)؛ امامزاده اسيري؛ مسجد اسعدالدوله (1294)؛ بقعة امامزاده زيد منسوب به يكي از امام چهارم عليه السالم كه زيارتگاه اهالي است؛ و مسجد وكيل (تاريخ بنا: 1284-1287) محلة كوزران (گوزاران) در شمال غربي آنجاست. ده بكري در دهستان كوهستاني مرغك،‌ در حدود 26 كيلومتري جنوب آبادي دارزين، از مراكز ييلاقي اهالي بم است. بم كارگاههاي چاقوسازي دارد. از تفرجگاههاي مردم شهر بايد از ارگ جديد بم نام برد. بم داراي فرودگاه است. از جمله محله هاي قديمي شهر، لشكر فيروز است كه در مغرب قلعه قرار گرفته است (محلاتي، ج 1، ص 201، نقشه) هنگام شورش آقاخان محلاتي، نصرت الدوله چهارده ماه بم را محاصره كرد و پيرامون آن عماراتي بنا نهاد (ذوالفقار كرماني، ص 20) كه بتدريج به نام لشكر فيروز معرف شد.

 3) قلعه (ارگ) بم. شهر قديمي در محوطه اي محصور در شمال شرقي شهر كنوني بم، كه به نوشتة وزيري كرماني (1354 ش، ص 92) بر روي سنگي به ارتفاع حدود دويست ذرع قرار دارد و بزرگترين قلعة سالم ايران است. اين قلعه از دو قسمت تشكيل شده است: قسمت شمالي كه بر روي تپه اي سنگي و مرتفع قرار دارد، و قسمت جنوبي كه در گودي واقع است. در دورة قاجاريه، به لحاظ عظمت قلعه، اعتمادالسلطنه (1367-1368 ش، ج 1، ص 470) آن را «قلعة خداي آفرين» ضبط كرده است. امروز همة قسمتهاي اين ارگ، به صورت آثار باستاني نگهداري مي شود،‌ و قسمتي از شمال آن بازسازي شده است. شهر قديمي ظاهراً تا 1253 مسكوني بوده، و پس از آن بتدريج از سكنه خالي شده است. مدتي از ارگ آن (قسمت شمالي) به عنون پادگان استفاده مي شد (وزيري كرماني، 1354 ش، ص 94). شهر قديمي بم ويژگيهاي شهرهاي ايران بويژه شهرهاي خراسان دورة اسلامي را دارد، و مشتمل بوده بر قلعه يا ارگ (حاكم نشين) و خزاين و زندان. قسمت اصلي شهر (به اصطلاح جغرافيانويسان قديم: شارستان) و گرداگرد آن (رَبَض) با برج و بارو از هم جدا مي شد. امروز گاهي به اشتباه همة قسمتها را ارگ يا قلعه مي گويند. هستة مركزي شهر (جاي مسكون) كه در گودي قرار گرفته، به شكل مربع مستطيل با شيبي از مغرب به مشرق به طول حدود 425 متر، و عرض آن از شمال به جنوب حدود سيصد متر است (گوبه ، ص 305)، ارگ (حاكم نشين)، در شمال اين مربع مستطيل و متصل به آن بر روي كوه سنگي واقع است و از فراز آن كوههاي شاهسواران در جنوب ديده مي شود. محوطة كوچكي در شمال غربي شهر قديمي به مساحت حدود 175 مترمربع قرار گرفته كه احتمالاً بعداً به آن الحاقاتي شده است (همانجا). دژ قديمي، با خندقي در جنوب كه پلي روي آن بوده، و با برجها و باروي (چهار حصار) كنگره دار محافظت مي شده است. اين دژ بارها مرمت شده است. دروازه اصلي در جنوب پس از پل قرار دارد، و آثار دروازة شمالي با برجي كنار آن به نام كَتِ كِرْم (يا كَدِ كرم)، ميان ديوار دوم و سوم ديده مي شود. شهر مشتمل بر ميدان و بازار و تكيه و مسجد و حسينيه و زورخانه و چاه و آسياي بادي و اصطبل با آخور (پس از ديوار دوم)، و حمام و زندان بود و با چند بارو و برج حراست مي شد. پس از ديوار بلند دوم و دروازة آن، محوطه اي با اتاقهاي متعدد براي نگهباني ديده مي شود، كه چاهي در آن حفر شده و ساختمان دو طبقة كنار آن هنوز برجاست كه احتمالاً در دوره اي قديمي بر روي بناهاي قديمتر ساخته شده است. مجموعة ميرزا نعيم در مشرق بازار قرار دارد كه اخيراً تعمير شده است. محوطة حاكم نشين با برج و بارو، و دروازه و حرم حاكم در جنوب آن و خانه اي به نام «چهارفصل» پس از ديوار سوم قرار گرفته كه سالمترين قسمت به جا مانده از شهر قديمي است كه پيش از انقلاب اسلامي تعمير شده است. ويرانه هاي مسجد در قسمت جنوبي شهر در مشرق بازار قرار دارد كه در محوطة شمالي آن محلة‌ اعيان نشين بود، و نزديك آن زورخانه اي با عمق 5/1 متر به شكل مربع قرار داشت. ساختمان اصطبل و طويله در محوطة زير ارگ، و ميداني در بالاي بازار با كاروانسرايي نزديك آن قرار گرفته است. مسجدي نيز كه احتمالاً بر روي خرابه هاي مسجد جامع (از دورة صفاريان)‌احداث شده است، محرابي با تاريخ 810 دارد. امروزه از مسجد جامع دورة صفاريان،‌ براثر خاكريزي بر سطح مسجد دورة صفاريان، بر روي مسجدي قديميتر بنا شده بوده است. در كنار مسجد، چاهي وجود دارد كه نزد اهالي مقّدس است. در سال پيروزي انقلاب اسلامي نماز عيدفطر در همين مسجد كه حياطي مربع شكل دارد خوانده شد. در سوگواريهاي مذهبي، مردم از شهر جديد بم به اين مسجد مي روند و در محراب آن شمع روشن مي كنند. به نظر گوبه، از رودي كه از شمال ارگ مي گذشته،‌ نهري حفر شده بوده كه وارد شهر مي شده است (ص 306)، و امروزه بستر خشك آن ديده مي شود. مقدسي (ص 465)‌ نيز از نهري نام برده كه از محلة‌ بزازان مي گذشته است و ظاهراً مقصود او همان نهر است. همچنين مقدسي از يكي از مساجد جامع كه اصطخري (ص 166) و ابن حوقل (ص 312)‌ نيز از آن نام برده اند، سخن گفته است كه آثار آن در مغرب محوطة اصلي به جا مانده است. شمال غربي آن كاروانسرا و حسينيه اي قديمي قرار دارد. محله قديمي بزازان بيش از همة قسمتها ويران شده است. در شمال اين محله، دروازه اي با باروي كنگره دار، قسمت اصلي شهر را از ارگ جدا مي كند كه پس از آن قسمت دوم شهر قرار گرفته و با خيابان شرقي – غربي از قسمت اول جدا شده است. عمده ترين ساختمان آن، ميداني است كه در كناره هاي آن آخورهاي اسب، و در قسمت جنوب شرقي آن چاهي قرار گرفته است. آثار آسياي بادي در قسمت شمال غربي آن ديده مي شود. بالاي آخورها در طبقة دوم جاي سربازان بوده است. گويا در همين جا بوده است كه لطفعلي خان زند، پس از درگيري با حاكم بم دستگير مي شود. در قسمت غربي اين محوطه، پس از جايگاه سربازان و ميدان و آخور، كاروانسراي قديمي واقع شده است. در قورخانه، خانة نظاميان دو طبقه است. زندان در محوطة اداري حاكم نشين قرار دارد كه پس از گذشتن از دالاني به عمق چهارمتر به محوطة پهن تري متصل مي شود. به نظر پوپ ، ويرانه هاي ديواري كه در مشرق شهر قديمي در محلة باغ دروازه (امروزه نزديك گورستان) ديده مي شود، بقاياي مسجد حضرت رسول صلّي اللّه عليه و آله و سلّم است كه عبدالله بن عامر در دورة‌ عثمان آن را بنا كرده است (ج 3، ص 930؛ ظاهراً پوپ اين مطلب را از كتاب سفرنامة ژنرال سرپرسي سايكس، ص 254، و سايكس آن را از تاريخ كرمان، وزيري كرماني، 1364 ش، ج 1، ص 280، گرفته است). اما اين مطلب چندان صحيح به نظر نمي رسد، زيرا رفتن عبدالله بن عامر به شمر بم در كتابهاي معتبري مانند فتوح البلدان بلاذري و تاريخ الرسل و الملوك طبري نيامده است؛ بعلاوه مسلمانان مساجد را در داخل شهر مي ساختند، نه در كنار شهر، سايكس محلة‌كنوني گوزاران را كنار رود كجاران (گزاران) شاهنامه مي داند (سايكس، همانجا).

 وضع ساختمان قلعه از دورة‌ ناصرالدين شاه (حك: 1264-1313) تاكنون تغيير چنداني نكرده است. به نوشتة‌ ذوالفقاري كرماني (ص 23)، در دورة‌ ناصرالدين شاه، قطر ديوار قلعه 28 ذرع، وعرض خندق دوازده ذرع بود. دروازة‌ اصلي در جنوب بود و از روي پلي چوبي وارد شهر مي شدند. قلعه داراي 51 برج در پيرامون، و نُه برج با شكلهاي مختلف و بسيار بزرگ بود. برج ميان ديوار غربي، سيزده ضلع بيقاعده داشت و محيط آن 104 ذرع بود. از زير آن آبي از بيرون وارد شهر مي شد، اما در همة خانه ها براي هنگامي كه در محاصره قرار مي گرفتند چاه كنده بودند كه عمق آنها ميان پنج تا هشت ذرع بود. از دروازة اول كه داخل شهر مي شدند، نخست از ميان بازاري رو به شمال مي رفتند كه طول آن 120 ذرع و عرض آن چهار ذرع بود كه از هر سو راسته بازار داشت. براي ورود به ارگ مي بايست از سه دروازه مي گذشتند، به عبارت ديگر شهر با ساخت ديوار محافظت مي شد. در شمال، در ديوار قلعه رو به بيرون دروازه اي بود كه مخصوص اهل ارگ بود و به آن دروازة كَتِ كَرْ مي گفتند. پس از شكست آقاخان محلاتي، سكونت در قلعه و شهر قديمي ممنوع شد، از اينرو مردم بيرونِ قلعه را آباد كردند (ذوالفقار كرماني، ص 20، 23-24).

 پيشينه. الف) پيش از اسلام. درباره بم پيش از اسلام و قلعه آن اطلاع چنداني در دست نيست. به نوشتة‌ اعتمادالسلطنه (1367-1368 ش، همانجا)‌ بم از بناهاي بهمن بن اسفنديار است. در اواخر دورة اشكانيان، از لشكركشي اردشير به منطقه اي كه بم در آن قرار داشت مطالب فراواني در دست است نام آثار باستاني پيرامون قلعة بم امروزي، مانند نرماشير و قلعة دختر، از زمان ساسانيان حتي پيش از آن در منابع ديده مي شود. ظاهراً منطقة بم در دورة‌ اشكانيان نيز آباد بوده است. طبق كارنامة اردشير بابكان، او در لشكركشي خود به دژ گذاران (در شاهنامه: كجاران) با هفتان بوخْت ( در شاهنامه: هفتواد)، پادشاه آن منطقه، به جنگ پرداخت (ص 55-61) فردوسي محل كجاران را در خطة‌ درياي پارس (خليج فارس و درياي عمان)‌ آورده است (ص 139)‌. از لحاظ جغرافياي آن زمان، درياي پارس پهناورتر بود وبطليموس آن را پرسيكوس سينوس ضبط كرده است (مشكور، ص 12).

  طبق مطالب كارنامة اردشير بابكان، هفتان بوخت در دژ گذاران پادشاهي مي كرد، و دژ گولار و دستگرد (دستجرد= مزرعه)، جزو دژ گذاران به شمار مي آمد (ص 55-61) به نوشتة فردوسي،‌ هفتواد پس از كشتن يكي از امراي محلي، بر سر كوهي نزديك كجاران دژي ساخت (ß فردوسي، ج 7، ص 141-142) كه احتمالاً نخستين پايه هاي قلعة بم بود، چون در آن نزديكي جز كوه سنگي كه امروزه ارگ بم بر روي آن است، كوهي ديده نمي شود.

 فردوسي رويداد تاريخي لشكركشي اردشير را با افسانة شگفت انگيزي در هم آميخته است؛ براي مثال از دختر هفتواد «اختر» (بخت و اقبال)‌ سخن گفته كه به پنبه ريسي مي پرداخته است. او با پرورش كرمي در دوكدان و استفاده از فَره «اختر» (اقبال) كرم، توانسته بود طرازي فراوان بريسد كه سبب ثروتمند شدن هفتواد شده بود. بنابر مطالب شاهنامه قلمرو هفتواد كه شاه آن منطقه شمرده مي شد، از درياي چين تا كرمان بود (همان، ج 7، ص 143). طبق مطالب كارنامة اردشير بابكان، هنگام لشكركشي اردشير به گذاران، هفتواد بر بومِ سِند و مكران و درياي پارس نيز فرمانروايي داشت (ص 57). اردشير بي شك از راه سيرجان – دارزين يا جيرفت – دارزين به بم لشكر كشيده است. چون لشكر دوازده هزار تني او نمي توانسته است از مسير بدون آب (رود) و چمنزار پيشروي كند، در شاهنامه بارها از واژة آبگير در مسير اين لشكركشي سخن به ميان آمده كه ظاهراً مقصود هليل رود يا رود لاله زار است (فردوسي، ج 7، ص 145، 147).

 در كارنامة اردشير بابكان همچنين آمده است كه در جنگ دوم، پس از پيروزي اردشير و كشته شدن هفتان بوخت، اردشير «خواسته و زر و سيم از آن به دژ به هزار بار شتر كرد [و] به گوار (اردشير خُرّه) گسيل كرد» (ص 87). طبري (سلسلة اول، ص 820) نيز اين مطالب را تـاييد كرده است. به نوشتة او، اردشير به اَلّار (نولدكه، ص 41-69: گُلار) از رستاق (از مناطق روستايي) كوجَران (كجاران) لشكركشيد و مال و گنج فراوان به دست آورد كه اين ثروت بي ترديد از توليد ابريشم آن منطقه بوده است. ظاهراً انگيزة لشكركشي اردشير به گذاران نيز به دست آوردن ثروت حاصل از ابريشم بوده است. بارون كارا دو وو، پس از بررسي دقيق مطالب شاهنامه، به اين نتيجه رسيده است كه خاستگاه ابريشم، بايد ايران باشد، نه چين (ج 1-2، ص 290).

 ب) پس از اسلام. به نوشتة افضل الدين كرماني (ص 121)، كرمان را عبدالله بن عامر كُرَيْز گشود و تربت او در بم است. برخي نيز گويند آنجا را عمربن عبدالعزيز فتح كرد، اما نخستين بار بلاذري (ص 551) نام بم را آورده است. به نوشتة او، هنگام فرار يزدگرد و سقوط شيرجان (سيرجان) ابوموسي اشعري، ربيع بن زياد را به كرمان گسيل داشت. او نواحي پيرامون شيرجان را گشود و با اهل بم و اندغار [از شهرهاي قديمي كرمان] صلح كرد، اما بعداً اين بلاد كفر ورزيدند و پيمان شكستند. در دورة بعدي، بويژه پس از استحكام حكومت مركزي در بغداد و رونق گرفتن اقتصاد منطقه، اطلاعات ما از بم بيشتر است. از قرن سوم و چهارم از بم و از جاده هايي كه بم را با مناطق و شهرهاي ديگر پيوند مي داده مطالبي آمده است. ابن خردابه (ص 49، 54) و قدامه بن جعفر (ص 196) از جادة بم – جيرفت تا نرماشير سخن گفته اند. قلعة بم در آن دوره مشهور بوده است، به طوري كه يعقوب ليث در شوال 259 رهسپار نيشابور شد و محمدبن طاهر را دستگير كرد و خود و خاندانش را در قيد و بند به قلعة كرمان فرستاد (يعقوبي، ص 85)‌ يعقوبي (ص 62) در قلاع كرمان از قلعة بم سخن گفته مي افزايد: «قلعة كرمان كه به آن قلعة بم مي گويند...» ظاهراً اين سخن به لحاظ اهميت قلعة‌ بم در آن دوره در ولايت كرمان بوده است. ابن فقيه (ص 206، 208) بم و جيرفت و هُرموز را از شهرهاي كرمان آورده و فاصلة جيرفت – بم را بيست فرسنگ نوشته است. ابن رسته (ص 106) نخستين بار بم را از كوره هاي استان كرمان ضبط كرده است. از قرن چهارم به بعد، به لحاظ پيدايش مركزيت درسرزمينهاي خلافت و توسعه يافتگي اقتصادي – اجتماعي جهان اسلاميِ آن روز، اقتصاد بم نيز رونق گرفت، زيرا آب فراوان داشت و در مسير جاده اي بود كه از كوير مي گذشت. بم از يك سو مناطق جنوب شرقي ايران را به خراسان (و ماوراء النهر) و چين و ماچين، و از سوي ديگر ايالات سيستان، سند و كابل و حتي هندوستان را به بغداد (مركز خلافت) پيوند مي داد و از اين طريق با آن مناطق مراودة‌ اقتصادي داشت؛ از اينرو به يكي از كانونهاي برخورد فرهنگي و اجتماعي قومهاي مختلف تبديل شد، و نيز محل داد و ستد كالاهاي ممالك مختلف گرديد. در اين دوره، كرمان از لحاظ جغرافيايي به دو بخش شرقي و غربي تقسيم و، دوشق خوانده مي شد:‌ شق شرقي مشتمل بر بم و نرماشير و جيرفت بود (محمدبن ابراهيم، ص 32، حاشيه). بم در اين دوره به لحاظ رشد شهرنشيني در بلاد اسلامي، از طريق هرموز و درياي فارس با عراق و شام و مصر روابط اقتصادي يافت؛ و ناحية بم با دهكده هاي حاصلخيز و آب و هواي خوش كه بهتر از جيرفت بود، شهرت پيدا كرد. اصطخري (ص 164) و ابن حوقل (ص 312-315) از ديوار مستحكم بم و جاده هاي آن تا سيرجان و هرموز، و از طرازي [=كارگاهي] كه در آنجا سلطان داشت مطالبي آورده اند و محصولات آن را ستوده اند؛ از جمله جامه هاي بلند كه به عراق و مصر و خراسان صادر مي شد، طيلسانها،‌ و جامه هايي عالي كه هريك حدود سي دينار ارزش داشت و در عراق و خراسان و مصر به فروش مي رفت (نيزß مقدسي، همانجا). در 372، به نوشتة‌ مؤلف حدود العالم (ص 128)، «بم شهري است با هوايي تن درست و اندر شهرستان وي حصاري است محكم و از جيرفت مهتر است، و اندر وي سه مزگت [=مسجد] جامع است، يكي خوارج را و يكي مسلمانان را، و يكي اندر حصار، و از وي كرباس عامه و دستار بمي و خرما خيزد.»

 ظاهراً پس از قرنها دوباره بم به توليد ابريشم دست يافت و توانست فرآورده هاي ابريشمي خود را به بلاد ديگر صادر كند و به احتمال قوي مبدا «جادة ابريشم» بم بوده است. قلعة بم از قرنهاي نخستين اسلام تا دورة قاجاريه 1255-1256، اغلب پناهگاه شورشگران بوده است، به طوري كه در 297 سُبكَري، حاكم فارس، پس از شكست خوردن از سردار خليفه در شيراز، به بم پناهنده شد (ابن اثير، ج 6، ص 136) در 324. معزالدوله ديلمي در يورش به كرمان، بم را تصرف كرد (همان، ج 6، ص 255) در 364، يُوزتُمُر پس از شكست از مطهربن عبدالله، سردار عضدالدوله، وارد بم شد و حصاري گرديد (همان، ج 7، ص 62). در 391، بهاء الدوله ديلمي به سرداري استاد هرمز به بم حمله كرد. در اين هنگام طاهربن خلف از صفاريان در قلعة بم به سر مي برد (همان، ج 7، ص 210) در492، تيرانشاه، پسر تورانشاه فرزند قاوُرْت، پس از شورش مردم كرمان بر ضد او به شهر بم فرار كرد، اما اهالي بم از ورود او به شهر جلوگيري كردند و با وي جنگيدند (همان، ج 8، ص 203) در 584، افضل الدين كرماني در عِقدالعُلي براي نخستين بار بم را ولايت ضبط كرده است. به نوشتة او، بم ولايتي معمور از بلاد كرمان بود و از آنجا ابريشم صادر مي شد (ص 128) در دورة سلاجقه، به دستور محمدبن ارسلان شاه (536-551) مساجد و رباط و مدرسه در بم و جيرفت ساخته شد (محمدبن ابراهيم، ص 42) ادريسي، جغرافيادان بزرگ جهان اسلام در بلاد مغرب (493-560) از كارگاههاي پارچه هاي پنبه اي و طيلسانهاي فاخر بم كه بازرگانان به بلاد مصر و شام و عراق مي آورده اند، مطالبي گفته كه نشان دهندة رونق صنايع دستي دربم و پيوندهاي اقتصادي بم با ديگر بلاد اسلامي است (ج 1، ص 435) در قرن ششم، بم از لحاظ مركزيت سياسي وضع خاصي پيدا كرد، به طوري كه در حكومت ملك ارسلان بهرامشاه بن طغرل (متوفي 567 يا 570)، براي نخستين بار «دارالملك» خوانده شد (محمد بن ابراهيم، ص 56، 69، 71) در اواخر قرن هشتم، در تسلط غزان بر كرمان، فرزند كهين ملك دينار عجمشاه (حك:‌ 592-600) در بم حكومت مي كرد (همان، ص 192)‌ در اوايل قرن هفتم، ياقوت حموي بم را «مدينه جليل» و از شهرهاي بزرگ كرمان نوشته و آب آن را از قنات دانسته است (ج 1، ص 737) كه نشاندهندة آباديها و كشتزارهاي پيرامون قلعة بم (شهر بم در آن روزگار) است، چون آب قنات به قلعه كه در ارتفاع قرار داشت سوار نمي شد و احداث قناتها براي كشت در نواحي اراضي جنوب قلعة كنوني بم بود. اين اراضي امروزه مشتمل بر شهر بم و حومة آن است. ظاهراً از اوايل قرن هفتم،‌ گروههايي از مردم در خارج از قلعه نيز ساكن بوده اند. از قرار معلوم بر اثر حملة مغول و جنگهاي فراوان پس از آن، در بم دشواريهاي اقتصادي – اجتماعي پديد آمده بود، به طوري كه رشيدالدين فضل الله (645-718) به پسرش كه حاكم كرمان بود، دستور داد مدت سه سال مردم كورة‌ ولايت بم را از پرداخت ماليات معاف كند تا كشتزارهاي ايشان شود (رشيد‌الدين فضل‌الله، ص 10-12).

 در 696 غازان‌خان، محمدشاه پسر حجاج سلطان را به كرمان فرستاد، چون در اين هنگام نصرت مَلِك شورش كرده و در قلعه بم متحصن شده بود (وصاف حضره، ص 181). بر طبق مطالب تاريخ آل‌مظفر، امير مبارز‌الدين (700-765) از شاهان آل‌مظفر،‌ پس از چهار سال محاصره قلعه بم، آن را گشود (كتبي، ص 44-45) و سرانجام در قلعه بم درگذشت. بم در دوره آل‌مظفر رو به ويراني نهاد (همان، ص 144). حمدالله مستوفي قلعه بم را همان قلعه هفتواد دانسته است. به نوشته او «كرم هفتواد در بم بتركيد» (ص 140). در 742، هنگام يورش امير مبارزالدين به قلعه بم، اخي شجاع‌الدين خراساني كه مدتي كوتوال قلعه بم بود، ارگ بم را تعمير كرد و آماده دفاع شد (وزير كرماني، 1364 ش، ج 1، ص 483).

 در اين هنگام، بم داراي خندق و حصاري بود (معين‌الدين يزدي، ج 1، ص 130) كه كما بيش مطابق با خندق و حصار امروزي قلعه بم است. پس از حمدالله مستوفي، ديگران هم بم را همان قلعه هفتواد دانسته‌اند، از جمله معين‌الدين يزدي در 767 مي‌نويسد: «در خطه بم قلعه‌اي است كه از بلندي ايوان به عمارت سليمان اشتهارد يافته است و در تواريخ عجم ذكر آن به دژ هفتواد مانده است» (ج 1،‌ ص 123).

 در 811، ميرزا ابابكر، از سرداران تيموري، ‌در خطه بم، شهر و بلوكات پيرامون آن را مدتي تصرف كرد (خواندمير، ج 3، ص 571). در اوايل قرن نهم، مردم در بيرون از قلعه بم هم ساكن بوده‌اند، زيرا طبق مطالب رساله مقامات عرفاي بم (اوبن، ص 178) «چون ابابكر به بم آمد، لشكر از هر طرف بر او گرد آمدند و او را ترغيب كردند به عمارت قلعه بم چنانكه حكم كردند كه خلق بروند و بنياد عمارت كنند و خانه‌ها به اندرون قلعه برند.»

 در 857، طبق مطالب مقاماي عرفاي بم (همان، ص 124) هنگامي كه سلطان سنجر ]=بابر ميرزا[ كرمان را گشود، در بم قحطي پيش آمد «چنانكه در بم بر دو دولتخانه سيد ]طاهرالدين محمد، از عرفاي بزرگ بم[ بسيار خلق جمع مي‌شدند و نان مي‌گفتند و جان مي‌دادند.» در 860،‌ سيدطاهرالدين محمد، ‌در اين شهر به قتل رسيد (همان، ص 129-131). به نوشته ميرمحمد سعيد مشيزي (بردسيري) در 1047، بم با جيرفت و نرماشير و خبيص جزر ولايت اربعه به شمار مي‌آمد (ص 95، 217، حاشيه). در 1105 كه شاه سلطان حسين جانشين پدرش شد، محمود افغان نيز به ايران حمله كرد. محمود افغان در حمله به نرماشير، به كوتوال قلعه بم نامه نوشت،‌ اما حاكم با او همراهي نكرد (باستاني پاريزي، ص 380). پس از محمود، اشرف غلزائي بر سر كار آمد. در اين دوره اوغانان ]=افغانها[ توانستند بم را مانند گواشير و نرماشير و خبيص و گَوك (گلباف كنوني) و رفسنجان تصرف كنند (وزيري كرماني، 1364 ش، ج 2،‌ ص 651). در 1209، لطفعلي خان زند از دست لشكريان آقامحمد به قلعه بم گريخت (سپهر، ج 1، ص 69). او مسافت شهر كرمان تا قلعه بم را كه 34 فرسنگ بود، در يك شبانه‌روزي طي كرد (موسوي اصفهاني، ص 389). پس از آن، آقا محمدخان قاجار (حك: 1200-1211) ششصد اسير را در كرمان زد، و سرهاي آنان را با سيصد اسير به بم فرستاد، حاكم بم نيز آن سيصد اسير را به قتل رسانيد و با سرهاي اين نهصد تن مناره‌اي در شهر برپا كرد كه هفده سال پس از آن (1226) سياح انگليسي، پاتينجر،‌ آن را به چشم خود ديد (ص255، پانويس 2). به نوشته او بازار بم بزرگ و پر از انواع كالاها بود (ص 230). به نوشته شيرواني در 1248، بم هزار خانه داشت و داراي ميوه‌هاي گرمسيري و سردسيري بود (ص 148). به نوشته اعتمادالسلطنه،‌ در 1255 «آقاخان محلاتي، ابن‌شاه خليل‌الله رئيس طايفه اسماعيليه كه سابقاً به بم متحصّن شده بود،‌ اطميناني يافته به دارالخلافه آمد» (1363-1367 ش، ج 3، ص 1649). به نوشته وزيري كرماني (1354 ش، ص 94) آقاخان محلاتي در 1253 پس از شورش، قلعه بم را مامن خود ساخته بود. در 1271، ارگ بم تعمير شد (اعتمادالسلطنه، 1363 ش، ج 1، ص 95). در 1293، به نوشته وزيري كرماني (1354 ش، همانجا)، در بالاي ارگ بم آسياي بادي بود كه با باد شمال به حركت در مي‌آمد. در دوره ناصرالدين شاه، در 1268، دو رشته قنات در بم و نرماشير احداث شد (اعتمادالسلطنه، 1363 ش، ج1،‌ ص 92). در اين دوره منسوجات بم معروف بود (اعتمادالسلطنه، 1367-1368ش،‌ ج1،‌ص 470). در 1297 فيروزميرزا فرمانفرما در سفرنامه كرمان و بلوچستان مي‌نويسد: ‌«شهر (بم) كه در زير ارگ واقع شده بكلي خراب مي‌باشد كه خانوار هم ساكن نيست» (ص 7).

 منابع: ابن‌اثير، الكامل في‌التاريخ، بيروت 1405/1985؛ ابن‌حوقل، كتاب صوره‌الارض، چاپ دخويه، ‌ليدن 1967؛ ابن‌خرداذبه، كتاب المسالك و الممالك،‌ چاپ دخويه، ‌ليدن 1967؛ ابن‌رسته، كتاب الاعلاق النفيسه، ‌چاپ دخويه، ليدن 1967؛ ابن‌فقيه، مختصر كتاب البلدان، چاپ دخويه، ليدن 1967؛ محمدبن محمد ادريسي، كتاب نزهه المشتاق في اختراق الآفاق، قاهره ]بي‌تا[؛ ابراهيم‌بن محمد اصطخري،‌ كتاب مسالك الممالك، چاپ دخويه،‌ ليدن 1967؛ ‌محمدحسن‌بن علي اعتماد‌السلطنه،‌ تاريخ منظم ناصري، چاپ محمد اسماعيل رضواني، تهران 1363-1367 ش؛ همو، المآثر و الآثار،‌ در چهل سال تاريخ ايران، چاپ ايرج افشار، ج 1، تهران 1363 ش؛ همو، مرآه البلدان، چاپ عبدالحسين نوائي و ميرهاشم محدث، تهران 1367- 1368 ش؛ احمد بن حامد افضل‌الدين كرماني،‌ عقدالعلي للموقف الاعلي، چاپ عليمحمد عامري نائيني، تهران 1356 ش؛ ژان اوين، «مقدمه بر دو رساله صوفيانه، مقامان طاهرالدين محمد و شمس‌الدين ابراهيم»، فرهنگ ايران زمين، ج 2 (1333 ش)؛ ايران. وزارت كشور،‌ قانون تقسيمات كشور و وظايف فرمانداران و بخشداران،‌ مصوب 16 آبانماه 1316، تهران ] بي‌تا[؛ محمد ابراهيم باستاني پاريزي، سياست و اقتصاد عصر صفوي، تهران 1357 ش؛ احمدبن يحيي بلاذري، فتوح البلدان، چاپ عبداله انيس طبّاع و عمر انيس طبّاع، پيروت 1407/1987؛ هنري پاتينجر، مسافرت سند و بلوچستان، اوضاع جغرافيائي و تاريخي، ترجمه شاهپور گودرزي، تهران 1348 ش؛ ‌حدود العالم من المشرق الي المغرب، چاپ منوچهر ستوده،‌ تهران 1340 ش؛ حمدالله‌بن ابي‌بكر حمدالله مستوفي، كتاب نزهه القلوب، چاپ گي‌لسترنج، ليدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش؛‌ غياث‌الدين‌بن همام‌الدين خواندمير، تاريخ حبيب‌السير، چاپ محمد دبيرسياقي،‌ تهران 1353 ش؛ ذوالفقار كرماني، جغرافياي نيمروز، تهران 1374 ش؛ حسينعلي رزم‌آرا، فرهنگ جغرافيايي ايران (آباديها)، ج 8:‌ استان هشتم (كرمان و مكران)، ‌تهران 1355 ش؛ رشيدالدين فضل‌الله، كتاب مكاتبات رشيدي، چاپ محمد شفيع، لاهور 1364/1945؛ پرسي مولزورث سايكس، سفرنامه ژنرال سرپرسي سايكس، ترجمه حسين سعادت نوري، ‌تهران 1336 ش؛ محمدتقي سپهر، ناسخ‌التواريخ:‌ سلاطين قاجاريه، چاپ محمدباقر بهبودي، تهران 1344-1345 ش؛ زين‌العابدين بن‌اسكندر شيرواني، بستان السياحه،‌ يا، سياحت‌نامه، تهران 1315، ‌محمد بن جرير طبري،‌تاريخ الرسل و الملوك، چاپ دخويه، ليدن 1879-1896، چاپ افست تهران 1965؛ ابوالقاسم فردوسي، شاهنامه فردوسي، متن انتقادي، مسكو 1963-1971؛ فيروز ميرزابن عباس‌ميرزا فرمانفرما، سفرنامه كرمان و بلوچستان، چاپ منصوره اتحاديه (نظام مافي)،‌ تهران 1360 ش؛ قدامه بن جعفر، كتاب الخراج، چاپ دخويه، ليدن 1967؛ كارادووو، متفكران اسلام، ترجمه احمد آرام، ج 1-2،‌ تهران 1363 ش؛ كارنامه اردشير بابكان، با متن پهلوي، آوانويسي،‌ ترجمه فارسي و واژه‌نامه، چاپ بهرام فره‌وشي، تهران 1354 ش؛ محمود كتبي، تاريخ آل‌مظفر،‌ چاپ عبدالحسين نوائي، تهران 1364 ش؛ هاينس گويه،‌ «ارگ بم» ترجمه كرامت‌الله افسر، در نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران، چاپ محمد يوسف كياني، تهران 1365 ش؛ محمد مهدي محلاتي، جغرافياي شهر بم، تهران 1367 ش؛‌ محمدبن ابراهيم، تاريخ كرمان: سلجوقيان و غز در كرمان، چاپ باستاني پاريزي، تهران 1343 ش؛‌ مركز آمار ايران،‌ سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375: نتايج تفصيلي كل كشور،‌ تهران 1376 ش؛ احمد مستوفي،‌ شهداد و جغرافياي تاريخي دشت لوت، تهران 1351 ش؛ محمد جواد مشكور، «نام خليج فارس»، در مجموعه مقالات خليج فارس، تهران 1369 ش؛ محمد سعيد بن علي مشيزي، تذكره صفويه كرمان، تهران 1369 ش؛‌ علي بن محمد معين‌الدين يزدي، مواهب الهي، ‌چاپ سعيد نفيسي، ‌تهران 1326 ش؛ محمد بن احمد مقدسي،‌ كتاب احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، چاپ دخويه، ليدن 1967؛ محمدصادق موسوي اصفهاني، تاريخ گيتي‌گشا، با مقدمه سعيد نفيسي، تهران 1363 ش؛ تئودور نولدكه،‌ تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان، ترجمه عباس زرياب، تهران ]تاريخ مقدمه 1358 ش[؛ احمدعلي وزيري كرماني، تاريخ كرمان، چاپ باستاني پاريزي، تهران 1362 ش؛ همو، جغرافياي كرمان، چاپ باستاني پاريزي، تهران 1354 ش؛ عبدالله بن فضل‌الله وصاف حضره، تحرير تاريخ وصّاف، به قلم عبدالمحمد آيتي، تهران 1346 ش؛‌ ياقوت حمودي، معجم‌البلدان، چاپ فرديناند ووستنفلد،‌ لابيزيك 1866-1873؛ چاپ افست تهران 1965؛‌ احمدبن اسحاق بعقوبي، البلدان،‌ترجمه محمد ابراهيم آيتي،‌ تهران 1356 ش؛

 

Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran 1977.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 22:18  توسط سام  | 

تاريخ كاشان

در دوران باراني بين آخرين دوره هاي يخچالي (زمين شناسي) به نظر مي رسد در مرکز ايران درياي پهناوري گسترده بود. اين دريا با شروع عهد خشکي به تدريج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کوير بزرگ مرکزي برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف اين محل اسکان يافته است چنان که قديمي ترين تمدنها را مي توان در حاشيه هلالي شکل کوير يافت.
يکي از قديمي ترين تمدنهاي اين حاشيه تمدن سيلک است. تپه هاي موسوم به سيلک واقع در 2 کيلومتري جنوب غربي کاشان يکي از کهن ترين مراکز استقرار بشر در فلات مرکزي ايران به شمار مي آيد. حدود هفت هزار سال پيش مردم سيلک پايه و اساس تمدني را بنيان نهادند که در دوره هاي مختلف پيشرفت شاياني را بدست آورد. نشانه هايي از اين پيشرفت و ترقي را مي توان در آثار سفالين و اشياء مسي و مفرغي بدست آمده از اين تپه ها (تپه هاي شمالي و جنوبي سيلک) که امروزه زينت بخش اکثر موزه هاي معتبر ايران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سيلک كه داراي ابداعات و نوآوريهاي فراواني در صنايع آن دوران بوده اند، با تمدن بين النهرين و مناطق ديگر ايران ارتباطات فرهنگي و اقتصادي داشته اند. تمدن سيلك به عنوان يكي از نخستين تمدن هاي دشت نشين براي باستان شناسان از اهميت قابل توجهي برخوردار مي باشد. خاصه آنكه در كوزه گري و نگارگري و استفاده از آجر پخته در بناي ساختمانها و موارد متعدد ديگر به پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي رسيده بودند. گرچه ردپاي اين تمدن ناگهان در تاريخ گم مي شود و مردم سيلك بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گريزان مي شوند، اما برخي بر اين عقيده اند كه ساكنان سيلك پس از ويراني شهر و ديارشان به چشمه ساران به ويژه نياسر و نوش آباد پناه برده و آباديهايي را بوجود آورده اند. با توجه به اينكه در منطقه كاشان آثاري از دوره هخامنشي و اشكاني وجود ندارد و پژوهشهاي باستان شناسي نيز در اين منطقه بسيار محدود بوده است از تمدن اين دوره در كاشان اطلاعات زيادي در دست نيست ليكن كشف سكه هاي نقره متعلق به دوران هخامنشي و اشكاني در اين منطقه نشان از ردپاي تاريخ دوره هخامنشي و سلوكي دارد. كشف گنجينه اي متعلق به اواخر هزاره اول قبل از ميلاد در روستاي مرق گواهي بر امتداد مدنيت در منطقه كاشان تا اواخر دوره هخامنشي است. گرچه اخبار و مداركي از دوره اشكانيان در اين منطقه بدست نيامده است اما قراين متعدد تاريخي خبر از آباداني و رونق كاشان در دوره ساسانيان مي دهد. وجود آتشكده هاي نياسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاريخ قم به مناطق باستاني چون نياسر و نوش آباد ، اخباري مربوط به يك شهرك دوره ساساني به نام سارويه درمنطقه كاشان كه به گزارش تاريخ نويسان تا دوره اوليه اسلامي نيز آثاري از آن برجاي بوده است همگي گواهي بر اين مدعاست.
كاشان در دوران اسلامي همراه با قم، اصفهان، همدان و ... از جمله شهرهاي بلاد جبال يا عراق عجم محسوب مي شود. تاريخ نويسان فراواني از مردان نام آور و جنگجوي كاشان در اين عصر (دوران ساساني) سخن به ميان آورده اند كه در جنگهاي بسيار شركت كرده اند » اعثم« كوفي تاريخ نويس بزرگ عرب از حضور 20 هزار سوار جنگجوي قم و كاشان ياد كرده است كه در جنگ »نهاوند« حضور داشتند.
مورخان و سفرنامه نويسان اوايل دوران اسلامي از عقربهاي فراوان در كاشان و شيعه بودن مردمانشان به عنوان اصلي ترين ويژگي آن ياد كرده اند و كاشان را به عنوان شهر كوچكي معرفي نموده اند.
كاشان در نخستين دهه هاي قرن اول هجري با هجوم عربها روبرو شد و پس از مقاومتهاي بسيار با از دست دادن استحكامات خود، تسليم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفي در »نزهه القلوب« بناي شهر كاشان را در دوران اسلامي به »زبيده خاتون« همسر هارون الرشيد نسبت داده و در اين مورد مي نويسد:
در قرن دوم هجري مسلمانان در جايي به نام چهل حصاران زندگي مي كردند.
كاشان در دوران آل بويه از رونق و آبادي خاصي برخوردار بود و صنعت سفالگري و فلزكاري آن شهرت فراوان داشت چنان كه مقدسي در اين زمان از كاشان چنين ياد مي كند: «كاشان شهري آباد و روستاهاي نيكو دارد، كشتزارهاي بسيار ، گرمابه نيكو و نعمت فراوان و داراي دژ و خندقي است.»
كاشان در دوران آل بويه بواسطه ظهور سلاطين شيعي و نفوذ آنان بر خليفه بغداد مورد توجه بيشتري قرار گرفت و به همراه قم از عنايت آل بويه و وزير دانشمند آنان صاحب بن عباد بي نصيب نماند.
با آغاز قرن پنجم و روي كار آمدن حكومت سلجوقيان ، كاشان اهميت و اعتبار روز افزوني يافت و در اين زمان مردان بزرگ و نام آوري از اين شهر به خدمت حكومت درآمده و به مدارج عالي رسيدند. چنان كه راوندي مي نويسد: «اغلب وزارء و مستوفيان و دبيران دربار، كاشاني بودند، هنر و علم در اين زمان كمال يافت و كاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در اين دوره ، شهر توسعه يافت و بناهاي عمومي فراوان و گوناگوني مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و كتابخانه ساخته شد.»
بيشتر بناهايي كه در دوره سلجوقيان بنا شده است به دليل زلزله هاي پي در پي ويران شده و از ميان رفته اند‏، ليكن آنچه باقي مانده، نشاني از توسعه و آبادي كاشان در اين عصر مي باشد. مهمترين آثار بجاي مانده از اين بناها مسجد جامع است كه در اين دوران (سلجوقيان) بازسازي شده و داراي گنبدي آجري و مناره اي مزين به خط كوفي با تاريخ 466 هـ . ق است. علاوه بر آن مناره »پنجه شاه « »برج و باروي شهر« » بند قمصر« و »قلعه جلالي« از ديگر بناهاي معروف اين عصر به شمار مي روند.
در دوران سلجوقيان‏ كاشان به ترقي و آباداني قابل ملاحظه اي رسيد. كثرت آثار تاريخي در اين دوره و وجود مدارس متعددي كه در اين دوره در كاشان تاسيس شد و نيز ظهور دهها دانشمند كاشاني در اين مقطع گواهي بر مدنيت و پيشرفت اين شهر بوده است. كاشان دراين دوره آنچنان كه در كتاب راحه الصدور و ديوان ابوالرضا راوندي آمده است دوبار توسط مياجيق يكي از سرداران خوارزمشاهي و ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه سلجوقي مورد هجوم قرار گرفته است.
در هر دو هجوم شهر كاشان به واسطه برج و بارو و پايمردي و جوانمردي اهالي در امان مانده است. اما روستاهاي بي دفاع مورد قتل و غارت واقع شده اند.
كاشان در قرن هفتم با حملات وحشيانه مغولان صدمات فراواني ديد و بخشي از شهر ويران شده و به غارت رفت ولي ديري نپائيد، که به دليل رونق كارگاهها و بافت انواع قالي، پارچه، ساخت كاشي و سفال دوباره حيات خود را بازيافت. در اين دوره بناهاي تازه اي ساخته شد و بازار نيز گسترش يافت . در زمان جهانشاه »قراقويونلو« بناهاي معتبر ديگري هم ساخته شده كه برخي از آنها هنوز پابرجاست از جمله ميدان سنگ و بناهاي اطراف آن كه به همت عماد الدين محمود بنا گرديد. پس از برقراري حكومت مغولان در ايران و قبول اسلام و تشيع توسط ايلخانان مغولي، كاشان از شهرهاي آباد و پررونق ايران به حساب مي آمده است. حتي غازان خان سلطان مغولي پس از اينكه به مذهب شيعه درآمد، عنايت خاصي به كاشان داشته و عمارات قابل توجهي در اين شهر بنا كرده است. معروفترين عالمان كاشاني دوره سلجوقي و مغول عبارتند از:
محمد بن علي بن سليمان راوندي مولف راحه الصدور درباره تاريخ سلجوقيان ـ علامه قطب راوندي ـ سيد فضل ا... ضياء الدين ابوالرضا عالم فقيه و اديب ـ حكيم فضل الدين كاشاني معروف به باباافضل ـ عارف نامي عبدالرزاق خان كاشاني از شاگردان مكتب ابن عربي ـ عزيزالدين محمود كاشاني و غياث الدين جمشيد كاشاني، حكيم، منجم و رياضي دان نامي كه به سبب تبحر و تاليفات در رياضي و نجوم شهرت جهاني دارد.
با روي كارآمدن حكومت صفوي در قرن دهم هجري، اهالي كاشان، شيعياني مومن بودند و از حكومت آنان استقبال كردند. اگر چه زلزله ويرانگر سال 982 هـ . ق ضربه سختي به بناهاي شهر وارد آورد ليكن در اين دوره از تاريخ كاشان در شئون مختلف ترقي فراواني كرده و به منتها درجه شهرت دست يافت. صنعت و هنر بافندگي در اين شهر به اوج ترقي و شكوفايي رسيده و بهترين و زيبا ترين انواع پارچه هاي ابريشمي، كتان، مخمل، مرغوبترين قالي هاي پشم و ابريشم در كارگاههاي نساجي كاشان بافته مي شد. چنانكه شاردن سياح فرانسوي مي نويسد: اساس ثروت و حيات مردم كاشان از صنايع نساجي و ابريشم بافي و تهيه قطعات زربفت و نقره بافت تشكيل شده است. عصر صفوي بهترين دوره رونق و آباداني كاشان بوده است. دهها اثر تاريخي در شهر و حومه آن و ظهور دهها عالم و فقيه كاشاني در اين دوره همگي نشانگر عصر طلائي كاشان در اين دوره مي باشد. سلاطين شيعه صفوي پس از اينكه اصفهان را به عنوان پايتخت برگزيدند و به كاشان كه از مهمترين كانونهاي شيعه نشين بود توجه شاياني كرده و ضمن سفرهاي متعدد به اين شهر اماكن رفاهي و مذهبي بسياري را به يادگار گذاشتند. اهميت كاشان در اين دوره به حدي است كه سفرنامه نويسان از اين شهر به عنوان پايتخت مذهبي ايران ياد كرده اند.
بازار كاشان در اين دوره نيز رونق و گسترش يافت، شاه عباس در وسط بازار، چهارسوق تازه اي به نام قيصريه مشتمل بر دكانها و كاروانسراهاي مجلل بنا نهاده، دهها بقعه متبركه بازسازي و نوسازي گرديده و كاروانسراها و مساجد با شكوهي ساخته شد. يكي از ارزنده ترين و مجل ترين بناهاي اين دوران باغ فين است كه در 5 كيلومتري جنوب كاشان بنيان نهاده شد.
مشهورترين عالمان دوره صفوي عبارتند از:
ملافتح ا... كاشاني، متكلم، فقيه، مفسر و اديب و صاحب آثار متعدد ـ ملامحسن فيض كاشاني كه از وي دهها آثار در زمينه هاي حكمت، كلام، اخلاق، عرفان و ... برجاي مانده است ـ كليم كاشاني ـ محتشم كاشاني، مديحه سراي نامي دورن صفويه.
در اواخر دوران صفويه كاشان دوبار مورد هجوم افغانها قرار گرفت در يكي از اين هجومها كه در زمان حسنقلي خان حاكم افشاري كاشان صورت گرفت. اهالي روستاهاي كوير كاشان همانند نوش آباد و نصرآباد مورد قتل و غارت قرار گرفتند اما اين بار نيز برج و بارو و تيراندازهاي فراز آن مانع از ورود اين مهاجمان به داخل شهر كاشان شدند.

كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامي مي گذراند و با آنكه زلزله مهيب سال 1192 هـ . ق در واپسين سالهاي حكومت زنديه شهر را ويران كرده بود و رونق زمان صفويه را نداشت ولي هنوز صنيعش بر ساير شهرها برتري داشت. شهر در اين زمان گسترش يافته و بناهاي فراواني بدان افزوده شد. از جمله بناهاي اين دوران خانه بروجرديها، طباطبائيها، عباسيان و ... مسجد و مدرسه آقا بزرگ، مدرسه امام و ... است كه از شاهكارهاي هنري اين عصر به شمار مي روند. »ديولاخوا« كه در سده سيزدهم كاشان را ديده است آن را چنين توصيف مي كند: «خانه ها با خشت و گل تميز ساخته شده، كوچه ها سنگفرش و بازار وسيع و آباد است». از مهمترين رويدادهاي اين دوره مي توان به قتل اميركبير، طغيان نابينايان و جنب و جوش مشروطه خواهان كاشاني اشاره كرد. در اين دوره كاشان از بلاياي طبيعي همچون سيلهاي مخروب، خشكسالي و قحطي در امان نبوده و در اين حوادث هزاران نفر از اهالي به كام مرگ افتادند.
در اين دوره نيز عالمان بزرگي در اين شهر پا به عرصه وجود گذاشتند، كه مشهورترين آنان عبارتند از: استاد ملامهدي نراقي، فيلسوف، متكلم، فقيه، منجم و ... ملا احمد نراقي فرزند ملا مهدي از عالمان نام آور و فقهاي معروف اين دوران است ـ ملاحبيب ا... شريف، عالم ديني و ادبي عصر خويش ـ ملا عبدالرسول مدني.
كاشان در همه ادوار تاريخي و هنري از چنان غنا و تنوعي برخوردار شد كه نظري حتي به اجمال و اختصار بر آنها فرصتي طولاني را طلب مي كند. اين شهر ضمن معرفي چهره هاي استثنايي از ايمان و علم و ادب و هنر همچون: ملامحسن فيض ـ غياث الدين جمشيد كاشاني ـ باباافضل ـ سهراب سپهري ـ محتشم كاشاني ـ ملا احمد و مهدي نراقي و ... عنوان دارالمومنين را نيز براي خود به ارمغان آورد و آثار بازمانده از آنان كاشان را در رديف پربارترين گنجينه هاي علمي و هنري جهان قرار داد.

 

         


 


 
 

آثار تاريخي كاشان

  تپه هاي باستاني سيلك   چشمه سليمانيه
  باغ فين   مدرسه آقا بزرگ
  باغ فين (سردرب، ديوار و برج ها)   مجموعه تاريخي بازار
  باغ فين (شتر گلوي عباسي)   مدرسه امام خميني (ره) ( سلطانيه)
  باغ فين (شتر گلوي فتحعلي شاهي)   تيمچه امين الدوله
  باغ فين (اندروني كريم خاني و اتاق شاه نشين)   مسجد و ميدان ميرعماد ( سنگ)
  باغ فين (حمام ها ( حمام كوچك و بزرگ))   مسجد جامع

صفحه 2


تپه هاي باستاني سيلك

پس از فرونشستن آب درياچه مركزي و خشك شدن تدريجي آن، ساكنان اطراف آن مجبور شدند نواحي حاصلخيزي مانند اطراف فين كه همان منطقه «سيلك» باشد را جهت زندگي كردن و سكونت اختيار كنند، ولي اين قدمت تا پيش از شصت سال پيش همچنان ناشناخته بود تا اينكه بر اساس بررسي هاي علمي پروفسور گريشمن در سال 1311 ش (1933 م) قدمت آثار به جا مانده در اين تپه ها به هزاره پنجم تا اول قبل از ميلاد منسوب گرديد. آثاري از اين تپه ها در موزه هاي لوور فرانسه، ملي ايران و باغ فين موجود مي باشد.
اين تپه در مغرب مسير كاشان- فين و در مجاورت جاده قرار دارد. سيلك در حال حاضر مشتمل بر يك تپه شمالي و يك تپه جنوبي است كه به فاصله 500 متر از يكديگر قرار دارند. و در جلو اين تپه ها گورستانهائي از انسانهاي ماقبل تاريخ وجود دارد.

 

 


 

باغ فين

بناي اوليه باغ فين به قبل از اسلام و با تمدن سيلك پيوند خورده است كه تمدن سيلك نيز پيوندي ناگسستني با چشمه جوشقاني دارد كه در بالاي باغ جاري است، و به چشمه سليمانيه معروف است و از ديرباز همچنان در آبادي منطقه فين موثر بوده است.
از زمانهائي بس دور در پائين اين چشمه باغي وجود داشته است كه كمي پائينتر از باغ فعلي بوده و بر اثر زلزله اي كه در سال 982 ه.ق روي داد باغ به كلي ويران شد كه به دستور شاه عباس صفوي بعد از سال 1000 ه.ق باغي در مكان فعلي كه در حقيقت قسمتي از باغ قديمي بود ساخته شد.از سال 1135 قمري بعد از حمله افاغنه آباداني باغ به ركود گرائيد ولي با دستور كريم خان زند به خصوص با ساختن عمارت كه به نام «خلوت كريم خاني» در ضلع جنوبي باغ واقع است باغ فين روي به آباداني گذاشت ولي با زلزله معروف سال 1192 قمري باغ فين نيز آسيب كلي ديد،كه پس از آن يعني از سال 1200 قمري و با روي كار آمدن سلسله قاجار به خصوص با دستور فتحعلي شاه به مرمت و عمارت، باغ جاني دوباره گرفت كه ساختمان شتر گلوي فتحعلي شاهي در ضلع جنوب غربي باغ و حمام سلطنتي بزرگ كه در مجاورت حمام اوليه ساخته شد از آثار آن مي باشد. ولي با تبعيد صدر اعظم مقتدر ايران يعني اميركبير و سپس شهادت آن رادمرد در اين باغ، اين آباداني روي به ويراني نهاد.
با آغاز مشروطيت به جهت وضع دفاعي بناي باغ، اين مكان پناهگاه اشرار و ياغيان گشت و در مدت 14 سال ياغيان مصالح و اشياء گرانبهاي آن را به يغما برده و به تخريب باغ پرداختند. پس از ختم غائله اشرار، به مرمت باغ پرداخته شد. از وقايع مهم تاريخ در اين باغ مي توان به جشن تاج گذاري رسمي شاه اسماعيل صفوي و نيز قتل ميرزا تقي خان امير كبير در اين باغ اشاره كرد.

 

 


 

سردرب، ديوار و برج ها

    

مجموعه باغ فين حدود 25000 متر مربع مساحت دارد كه در بدو ورود به اين مجموعه ، با ساختمان رفيع سردرب ورودي باغ برخورد مي كنيم. اين قسمت از باغ در دوره صفويه بنا گذاشته شده است اين بنا داراي دو طبقه كه طبقه تحتاني شامل هشتي و دالان ورودي به باغ با اتاقهاي جانبي و طبقه فوقاني شامل سالن وسيع و زيبائي است كه داراي چشم انداز خوبي بر اطراف و از جمله بر باغ دارد و داراي درهاي مشبك و زيبائي است.
در اطراف باغ از جمله در طرفين سردر، ديواري به ارتفاع پنج و شش متر و هفت برج ديده مي شود.

 

 


 

شترگلوي عباسي

پس از ورود به باغ و گذشتن از خيابان مصفائي كه در وسط آن نهر آب زيبائي كه هميشه آب از فواره هاي فيروزه اي آن در فوران است و درختان سرو بسيار زيبائي در دو طرف آن سر بفلك كشيده است؛ اولين ساختماني كه جلب توجه مي كند شتر گلوي عباسي است كه به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شده است. در جلوي اين بنا حوض وسيعي ديده مي شود و در پشت اين بنا نيز حوضچه اي قرار دارد كه از كف آن آب فوران مي كند، اين بنا در دو طبقه و به گونه اي ساخته شده كه از هر طرف باغ مي توان به آن وارد شد، در ميان اين ساختمان نيز حوضچه اي است كه آب چشمه با طرح جالبي (موسوم به شتر گلو) در آن فوران مي كند. بر روي ديوارها و سقف اين بنا آثار نقاشي دوره صفوي با تصاويري از شكارگاه و شاهزادگان مي باشد، اين ساختمان قبلا به صورت سه طبقه و طبقه بالاي آن به صورت كلاه فرنگي بوده است.

 

 


 

شتر گلوي فتحعلي شاهي

اين بنا كه در جنوب باغ واقع است به دستور فتحعلي شاه ساخته شده و شامل شترگلو و صفه مجاور و داراي دو حيات خلوت در قسمت شرق و غرب آن است كه كف صفه كلا از سنگ مرمر مفروش بوده و سقف آن به طرز جالبي نقاشي شده است كه هنوز قسمتهائي از آن ديده مي شود. كتيبه نستعليق زيباي دور تا دور صفه مجاور حوض به خط محمد تقي حسيني كاشاني از خوشنويسان معروف اوايل دوره قاجار است.
اندروني كريم خاني و اتاق شاه نشين
اين بناها مجموعه مسكوني است كه در جنوب باغ و در مغرب شترگلوي فتحعلي شاهي قرار دارد و در سال 1176 قمري به دستور كريم خان زند و به همت آقا سليم آراني حاكم وقت كاشان، ساخته شده و شامل چندين اتاق تو در تو و حياط و باغچه اي كوچك است كه گفته مي شود اميركبير به مدت 40 روز در اين ساختمان زندگي كرده است. در مقابل اتاق شاه نشين حوضچه زيبائي ساخته شده است كه داراي منافذ متعدد و منظمي است كه آب چشمه سليمانيه فين به طرز جالبي در آن فوران مي كند.

 

 


 

اندروني كريم خاني و اتاق شاه نشين

اين بناها مجموعه مسكوني است كه در جنوب باغ و در مغرب شترگلوي فتحعلي شاهي قرار دارد و در سال 1176 قمري به دستور كريم خان زند و به همت آقا سليم آراني حاكم وقت كاشان، ساخته شده و شامل چندين اتاق تو در تو و حياط و باغچه اي كوچك است كه گفته مي شود اميركبير به مدت 40 روز در اين ساختمان زندگي كرده است. در مقابل اتاق شاه نشين حوضچه زيبائي ساخته شده است كه داراي منافذ متعدد و منظمي است كه آب چشمه سليمانيه فين به طرز جالبي در آن فوران مي كند.

 

 


 

حمام ها(حمام كوچك و بزرگ)

در قسمت جنوبي باغ، دو حمام وجود دارد كه به حمام كوچك و بزرگ معروف است، حمام كوچك از آثار دوره صفويه و همراه با بناي اوليه باغ فين بنا گذاشته شده است و حمام بزرگ در دوران قاجاريه به وسيله فتحعلي شاه ساخته شده است. حمام بزرگ مخصوص امرا و حمام كوچك اختصاص به استفاده خدام داشته است.
در هر يك از حمام ها قسمتهائي شامل: ورودي، گرمخانه، آبنما، خزينه، محل نظافت، سربينه (رختكن) به چشم مي خورد. كانالهائي جهت تعويض آب خزينه ها و حوضچه ها دركف حمام ها وجود دارد. ديوار حمامها با عايق رطوبتي مخصوصي- ماسه آهك يا ساروج – پوشانيده شده است. اميركبير در گرمخانه حمام كوچك و دركنار حوض مرمريني كه در ميان گرمخانه وجود دارد به قتل رسيد.


 

چشمه سليمانيه

اين چشمه كه منسوب به حضرت سليمان پيغمبر (ص) ميباشد، در پشت باغ فين و در قسمت غربي آن واقع است و آباداني باغ فين مديون آب اين چشمه است. نبايد هنر منحصر به فرد جريان سازي آب چشمه را در باغ فين فراموش كنيم، به طوري كه به اين منظور از اختلاف سطح و شيب زمين باغ جهت فوران آب در شتر گلوها و فواره ها با ظرافت خاصي استفاده شده است و همچنين با پله پله كردن، سرعت بخشيدن و پرسروصدا كردن جريان آب هنرنمائي خوبي در اين زمينه صورت گرفته است.
بر روي مظهر چشمه، ساختماني بنا گرديده كه ساختمان قسمت شرقي آن در زمان شاه سليمان صفوي و بخش غربي در سال 1329 شمسي توسط بازرگانان كاشاني با الهام از معماري دوره ساساني ساخته شده است.


 

مدرسه آقا بزرگ

  

اين بنا در خيابان فاضل نراقي واقع مي باشد. ساختمان اين مدرسه مربوط است به دوره قاجاريه كه با سرمايه شخصي به نام حاج محمد تقي خانبان طي سالهاي 1250 تا1260 قمري جهت استفاده نمازجماعت ودرس وبحث داماد خود ملا مهدي نراقي دوم ، برادر ملا احمد نراقي ملقب به آقابزرگ بناشده و بدين نام معروف گرديده است . معماراين بنا شخصي به نام استاد حاج شعبان بوده است.
تمامي بنا از جمله گنبد اين مدرسه كه جزو بزرگترين گنبدهاي آجري است باآجر ساخته شده وتزيينات بكار رفته شده در اين بنا عبارت است از: كاشيكاري ،آجركاري، كتيبه هاي نفيس گچي و كاشي ، مقرنس كاري، خطاطي ثلث و نستعليق ونقاشي، كه نقاشي اين مدرسه توسط استاد محمد باقر قمصري صورت گرفته است. كتيبه هاي خطوط مسجد توسط اساتيد برجسته خوشنويس كاشان من جمله:محمد ابراهيم ( جد خاندان معارفي كاشان) توسط محمد حسين( جد خاندان اديب ) وبسمله هاي طغري توسط سيد صادق كاشاني نوشته شده است.
در بدو ورود به مدرسه مقرنس هاي گچي ونقاشي سردر و كاشي هاي الوان به كار رفته است درطرفين درگاه وديوارهاي جلو خان و كتيبه هاي بالاي سردر، تختگاه وظرافتي كه در ساخت درب ورودي بكار رفته جلب توجه مي نمايد. سپس هشتي بسيار زيبا وسقف آن كه با آجر و كاشي مقرنس تزيين گرديده مورد توجه قرار مي گيرد، پس ازهشتي باعبوراز دو دالان مسقف عريض ، به صحن مدرسه دست مي يابيم كه درميان اين دوراهرو ، دوشبستان زمستاني و تابستاني در دو طبقه قرار دارد. درقسمت سردرب، چهاربالا خانه ساخته شده است كه درطرفين سردرب دوبادگير ديده ميشود كه اين بادگيرها باهدايت هواي مطبوع به شبستان تحتاني ( تابستاني ) وبه زيرزميني كه زيرشبستانها قرار دارد ، تابستان گرم كوير را براي ساكنان اين بنا قابل تحمل ودلپذير مي سازد. پس از ورود به محوطه مدرسه درصحن فوقاني وتحتاني وحجره هاي محل سكونت طلاب وگنبد آجري باشكوه وگلدسته هاي دوطرف آن خودنمايي مي كند.علاوه براين، دوحياط خلوت، آب انبار بزرگ، شبستان ديگري در پشت گنبد ، ساختمان مسجدي كه در جنب گنبد واقع است و محراب كاشيكاري واقع درشبستان جنب گنبد كه درحقيقت مجموعه اي است ازهنرهاي معماري: كاشيكاري، گچ بري، كتيبه نويسي، مقرنس كاري ونقاشي، ازجمله متعلقات اين بناي عظيم است . درقسمت شمالي اين بنا، بقعه اي معروف به خواجه تاج الدين قرار دارد. اصل اين بنامربوط به قرن ششم مي باشد.
 

 


 

مجموعه تاريخي بازار

  

يكي از اهم آثار تاريخي و ديدني كاشان، مجموعه تاريخي بازار است كه از تقاطع خيابان باباافضل و ميدان كمال الملك تا حدود دروازه دولت ادامه دارد.
قدمت بازار را مربوط به دوران سلجوقي ميدانند، لكن دوران اوج رواج بازار مربوط به زمان صفويه وبه خصوص دوران شاه عباس اول است. غالب سياحان و جهانگرداني كه در عصر صفويه و همچنين قاجاريه به ايران آمده و از كاشان هم ديدار كرده اند عظمت و شكوه و روايي بازار كاشان را ستايش كرده اند.
در مجموعه تاريخي بازار علاوه بر راسته بازارهاي اصلي نظير: مسگرها، زرگرها، كفاش ها، بزازها و بازارچه هاي ميانچال، ملك، ضرابخانه و رنگرزها، مساجد، بقاع، كاروانسراها، تيمچه ها، حمام ها و آب انبارهاي متعدد و مختلفي وجود دارد كه هر يك از آنها در دوره خاص ساخته شده است.
چنانچه از طرف ميدان تاريخي فيض و از جلوخان مسجد زيبا و تاريخي ميرعماد وارد بازار شويم در سمت شرقي، بازار مسگرها مشتمل بر كاروانسراي ذغالي ها (888 ه.ق) و كاروانسراي ميرپنج و سراي غفارپور و مسجد و حسينيه رباط قرار گرفته است. تا چندين سال قبل با ورود به بازار مسگرها، صداي آهنگين پتكهاي مسگران گوشها را نوازش مي كرد ولي با جايگزين شدن فلزات سبك در ساخت ظروف خانگي و بي رونق شدن صنعت مسگري سنتي، اين بازار چهره اي متفاوت يافته است.
از سمت غرب كه به بازار وارد شويم از ابتداي بازار تا انتهاي آن كه بازارچه پانخل ناميده مي شود بناهاي زيبا و تاريخي زير را در مجموعه بازار ديدن خواهيم نمود:
كاروانسراي گمرك، كاروانسراي نو، سراي نراقي ها، حمام خان، سراي زركشها، سراي قمي ها، قيصريه، سراي آب انبار، سراي چهارگوش، تيمچه حاج محمد صادق، تيمچه معروف زيبا و ديدني امين الدوله، مدرسه و مسجد ميانچال ( آيت الله العظمي مدني –ره-)، مسجد تبريزي ها، سراي ملك، تيمچه سيد آقا(برقي)، مسجد كفش دوزها، زيارت درب زنجير، آب انبار درب زنجير، مدرسه و مسجد امام خميني –ره-(سلطاني سابق)، زيارت شاه سليمان، آب انبار گذر نو، مسجد گذر نو، حمام گذر نو، حسينيه پانخل و بقعه امام زاده قاسم. ضمنا مراكز مختلف فرش فروشي و صنايع دستي و سوغات كاشان نيز در بازار وجود دارد.
 

 


 

مدرسه امام خميني (ره)

اين مدرسه به دستور فتحعلي شاه قاجار در سالهاي 1221 تا 1229 قمري و توسط معماري به نام محمد شفيع ساخته شده است. اين مدرسه به سبك مدارس چهارباغ و صدر اصفهان ساخته شده و در جنب مجموعه بازار كاشان بنا گرديده است. در بدو ورود به بنا سردر كه با اسلوب جالبي كاشي كاري گرديده است مشاهده مي گردد و سپس وارد هشتي ورودي مدرسه مي شويم كه به وسيله دو راهرو مي توان به صحن وارد شد، از اين هشتي كه در مشرق بنا واقع است مي توان بناي عظيم گنبد آجري دو پوششه كه در غرب مدرسه است را مشاهده كرد. در بالاي هشتي سردر بناي جالب و ديدني ماذنه مشاهده مي شود. فضاي صحن مدرسه را درختان كاج پوشانده است و در ميان صحن آبنماي بزرگ مدرسه به خوبي جلوه نمائي مي كند، در اطراف صحن غالب بر پنجاه حجره جهت سكونت طلاب ساخته شده است.
تزئينات اين مدرسه شامل كتيبه هاي گچي و و كاشي كاري هفت رنگ به خصوص در محرابي كه زير گنبد واقع است و مقرنس هاي زيباي گچي در جبهه سردر و گنبد، مي باشد.
 

 


 

تيمچه امين الدوله

اين بنا كه در يكي از نقاط مركزي بازار (ميانچال) قرار دارد متعلق به دوره قاجاريه است كه به دستور يكي از رجال نامدار عصر قاجار به نام فرخ خان غفاري ملقب به امين الدوله و با معماري استاد علي مريم، در اواخر قرن سيزدهم قمري (1285) ساخته شده است. اين بناي باشكوه در سه طبقه و با طول و عرض زياد بنا گرديده و ارتفاع گنبد آن نيز مورد توجه مي باشد. همه ساله در ايام سوگواري حضرت اباعبدالله الحسين (ع) اين تيمچه ميعادگاه گروه ها و هيات مذهبي عزادار كاشان مي باشد.
 

 


 

مسجد و ميدان ميرعماد (سنگ)

بناي اوليه مسجد ميرعماد مربوط است به قرون ششم و هفتم قمري، و مويد اين مطلب محراب گرانبهائي است كه جهت اين مسجد در سال 623 هجري توسط يكي از هنرمندان كاشاني از خاندان معروف ابوطاهر و با هنرمندي حسن بن عربشاه ساخته شده و هم اكنون در موزه برلن نگهداري مي شود.
در دوران مغول و در نيمه دوم قرن نهم قمري (868) شخصي به نام خواجه عمادالدين شبلي شرواني در ابتداي بازار قديم، ميدان وسيعي را احداث نمود و در اطراف آن ابنيه وعمارتهاي عالي از جمله مسجد و كاروانسرا و دارالشفاء و خانقاه بنا نمود كه از آن مجموعه عظيم فقط از ميدان و مسجد آن اثري باقي است. در شمال ميدان در ابتداي خيابان جديدالاحداث آرامگاه خواجه عمادالدين وجود داشته كه فعلا از آن بنا فقط سنگ تاريخ قبر خواجه عماد باقي مانده است.
اين مسجد داراي سردري زيبا و منحصر به فرد مي باشد كه تزئينات معماري آن در نوع خود بي نظير است و در آن مقرنس هاي گچي با حالتي زيبا همراه با نقاشيهائي با آب رنگ تزئين شده است كه در كتيبه سردر، باني و سال احداث بنا مشخص گرديده است.
قسمتهاي مهم اين بنا شامل: جلو خان مسجد- كه راسته اصلي بازار بزرگ كاشان از جلو خان مسجد ميدان آغاز مي گردد-، سردر با كتيبه تاريخي، هشتي ورودي، سنگاب، چند شبستان، گنبد آجري، آب انبار، منبر كاشي معرق، كتبيه ها (سنگ نوشته ها) ي تاريخي؛ شامل يازده حكم يا فرمان تاريخي مي باشد، توجه به احكام تاريخي اين سنگ نوشته ها اهميت تاريخي اين مكان را در اوضاع اجتماعي كاشان جلوه گر مي سازد. بر روي اين سنگ نوشته ها فراميني از شاهان صفوي مبني بر رعايت عدالت در كسب، رعايت حقوق كشاورزان، رعايت حقوق شهروندان، معافيت از پرداخت ماليات در ماه مبارك رمضان، ممنوع كردن قماربازي و فروش مواد مخدر و ... ديده مي شود.
 

 


 

 مسجد جامع


اين بنا واقع در خيابان باباافضل ومربوط به قرنهاي اوليه اسلامي است كه از ديگر بناهاي تاريخي كاشان داراي قدمت بيشتري است.
اين بنا داراي مناره آجري زيبائي است كه داراي كتيبه آجري و به خط كوفي و داراي تاريخ 466 ه.ق است كه نشان دهنده اهميت و اعتبار مسجد در دوره سلجوقيان مي باشد.
در لايه برداري هاي اخير از گچ بريهاي محراب عصر سلجوقي، آثار و تزئيناتي متعلق به دوره آل بويه كشف و شناسائي شده است.در شبستان تابستاني اين بناكه در زير شبستان زمستاني قرار دارد طرحهاي بسيار زيباي كاشيكاري ديده مي شود و در كف اين شبستان آثاري از كوره هاي پخت ظروف چيني به وسيله كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي كشف گرديده است. اين بنا داراي گنبدي آجري است كه احتمالا پس از زلزله معروف سال 1192 ه.ق كه مسجد آسيب فراوان ديد به وسيله عبدالرزاق خان كاشي به صورت اساسي تعمير گرديده است و اين موضوع در كتيبه خط ثلث در زير گنبد مسجد به سال 1207 ه.ق مشخص گرديده است.
 

 


 

 

مـعـمـاری قـبـل از اسـلام


معـماری ایرانی را باید بطور صحـیح از اعـماق تاریخ ایـن سرزمـیـن کهـن مـورد بررسی قـرار داد.

معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از
میلاد مسیح باز می گـردد، که مـشـخـصات هـر دورهً معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم :

1- معـماری دوران ماقـبـل تـاریخ تـا زمان حـکـومت
مادها.

2- معـماری از زمان حکـومت مـادهـا تـا پـایان دوره حـکـومت
ساسانیان .

در رابـطه با معـماری ایران، بایـد به خـوانـنـدگـان یـادآوری شـود، تـغـیـیـراتی کـه در رابـطه بـا هـنـر پـیـشـیـنـیان ایـران در معـماری داده شـده و نـحـوهً ساخـتمان سازی آن دوران. در سخـنی کـوتاه مـی تـوان به : حکـاکـی بـر روی سـنگ،
گچکاری، نقاشی، آجرکاری، آئینه کاری، کاشی کاری، موزائیک کاری و دیـگـر کـارهـای تـزئـیـنی اشـاره کرد.
الـبـتـه مـا بایـد استـثـنـاهـایی هـم بـرای ساخـتـمان هـای چـنـد شـکـلی کـه بـرای مـواردی خـاص اسـتـفـاده می شد، قـائـل شـویم. این گـونـاگـونـی بـرآمـده از نـیـازهـای خـاص مـردم در زمـانـهـای مـتـفـاوت بـوده است.

هـنـرمـنـدان ایـرانی بـه دنـیـا ثـابـت کـردن کـه تـوانائـی هـای بالایی دارنـد و شـامـل احـتـرام بـسیار، بـخـاطر اثـرهـای تـاریخـی مـنـحـصر بـفـرد فـراوانـی کـه از خـود بـجـای گـذاشـتـه، هـسـتـند.

img/daneshnameh_up/3/34/Iranian_architecture01.jpg


بـنـظر مـشکـل می رسد که بـتوان معـماری ایرانی را از زمانـهـای بـسـیـار دور تـا بـحـال طـبـقـه بـنـدی کرد. اما، تـرتـیـبات زیـر مـی تـواند چـشـم انداز وسـیـعـی از ایـن کـارهـا در اخـتـیـار شـمـا قـرار دهـد: کـلـبه هـای ماقـبل تـاریـخ، شهـرهـا و قـصـبه های اولـیه، اسـتحـکـامات و دژهـای نـظـامی، معـابـد و آتـشـکـده ها، مـقـبـره ها و آرامـگـاه هـای بـزرگ، مـکـانهـای عـظـیـم تـاریـخـی، سـدهـا و پـلـهـا، بـازارهـا، حـمام هـا، جـاده هـا، مسـاجـد عـظـیـم، بـرجـهـا و مـنـاره هـا، ساخـتـمانهـای مـذهـبـی و محـلهـایی از دوران اسلامی، و هـمچـنـیـن بـنـاهـا و یـاد بـودهـای گـسـتـرده در کـشـور ایران.
از دیگـر چـیـزهـای مهـمی که بـرروی معـماری ایرانی تـاثـیـر گـذار بوده است، شـرایط مهـم
آب و هـوائی در فلات ایران بوده است. بطور مـثـال سبک معـماری در شـمال کـشـور و کـوهـپـایـه های ایران بـا سـبک معـماری در جـنـوب و کویر ایران تـفـاوت دارد. اکـنـون با مصـادف شـدن بـا اطاعـات تـمام نـشـدنـی و حـیرت آوری کـه امـکـان آن در هـیچ کـشور دیـگـری نـیـست، نگـاهـی داریم گـذرا بـه معـماری ایرانی.

img/daneshnameh_up/f/f0/Irainan_architecture02.jpg


صحـبت کردن در مـورد معـماری باستانی، بدون ایـنکـه نـمونه هایی از آن وجود داشتـه باشـد تـقـریـباً غـیـر مـمـکـن است.
یکی از قـدیـمی ترین بـناهای کـشف شده در فلات ایران مربـوط می شود به بـنای رنگ شـده " زاغ تـپـه " در قـزوین. در تاریخ گـذشـته کـه مربوط می شود به قـرن هـفـتم و اوایل قـرن شـشم قـبل از میـلاد، بایـد بـسیار مورد رسیدگـی قـرار گـیرد که در آن زمان قـبل از تاریخ، چـگـونـه و با چـه وسائـلی این بـنا را آراستـه کـرده اند. از این بـنا بـرای جـمع شـدن و اجـتماعـات استـفاده مـی شده است.

در این بـنا از شومـیـنه برای گـرم کـردن ساخـتمان در فـصلهای سرد سال اسـتـفاده می شده است. هـمـچـنـین محـلی بـرای درست کردن کـباب داشـتـه است. هـمچـنـین این ساخـتمان دو محـل برای نگـهـداری ابزارها و وسائـل، بعـلاوه اتاقـی کـوچـک که از آن به عـنـوان نـشـیـمن استـفاده می کردند. دیـوارهـا بـوسـیله نـقاشـی از بـز کـوهـی تـزئـیـن شـده است. بـه احـتـمال خـیـلی زیـاد از این مـکـان برای انجـام مراستم مـذهـبـی خـود استـفاده می کـردنـد.
تـپـه سـیالک در نـزدیکـی
کاشان نـیـز یکی دیگـر از این مکـانهـای تـاریـخی است، که بـه قـرن شـشم و پـنجـم قـبل از مـیـلاد بـرمـی گـردد.







img/daneshnameh_up/0/01/Iranian_architecture03.jpg
نمایی از معـبد چغـازنبـیل در خوزستان



اولین بار که مردم به منطقه سیالک رفـتـند، نمی دانستـند که چگـونه باید خانه ساخت، و زیر کـلبه هایی که با برگ درخـتان تهـیه شده بود زندگـی می کردند. اما بزودی آنهـا فرا گـرفـتـند که چگـونه با گـل، خشت خام درست کرده و مورد مصرف در خانه سازی قرار دهـند.

در قـرن چهـارم قـبل از مـیـلاد مسیح مردم سیالک بصورتی جامع شروع کردند به بنا نهادن بناهـای جـدید، که بخوبی مشخص است. این بناهـا بصورتی یکجا و توده، و تماما تهـیه شده از آجر خام بود. این آجـرهای اولیه کـه بـصورتی
بیضی شکـل تهـیه می شد، در آفـتاب گـذاشته شده و خشک می شدند؛ و بعـد از آن مورد استـفاده قـرار می گـرفـتـند. معـماری این دوره تـمام بـناهـا را با رنگ قـرمز تـزئـین کرده و تمام درهای این بـناهـا کوتاه و باریک بوده و قـد درها بـیشتر از 90 - 80 سانتی متر نبود.
تـپـه حسن در نزدیکی دامغـان، تـپه ایلـبـلیس در 72
کیلومتری کـرمان، و تـپه حسنـلو در آذربایجان غربی از بـناهایی هـستـند که بوسیله حفاری های باستان شناسی از زیر خاک بـیرون آورده شده اند.





در حفاری های تپه حسنلو، سه بنای عـظیم کـشف شد که تمام آنهـا با نـقـشه ای یکسان درست شده بودند. این بـناها به 1000 - 800 سال قـبل از مـیلاد مسیح بـرمی گـردند. تمام آنهـا دارای دروازهً ورودی، حـیاط سنگـفرش شده، اتـاقـهـا و انـبار بوده اند.
در معـماری تـپه حسنلو، ساختمانهـا بـنـظر از چوب بنا شده اند؛ مربع و بصورت برج با پـایه های چـوبی که بدون برش بصورتی عمودی از آنهـا بعـنوان پایه و ستون استـفاده شده بود. یکی از اتاقـهـا بصورتی سنگـفرش شده با خشت خام کشف شد. نکـته جالب توجه اینکه اتاقی دیگـر را که بعـنوان آشپـزخانه از آن استـفاده می شده دارای جاهای مخصوص با شومینه دور آنها بود.

یکی از معـماریهای مهـم ایران مربوط است به قرن 13 قـبل از میلاد؛ معـبد چـغـازنـبـیل ( 1250 قبل از میلاد ) است که در کنار رودخانهً کرخه در استان
خوزستان در جنوب ایران قرار گـرفـته است. این معـبد بوسیله "هـونـتاش هـوبان" پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی "دور - آنـتـش" ساخته شده بود.
این معـبد نشانگـر اوج و شکوه معـماری در آن دوره است. این بـنا بصورت چـهـارگـوش و به صورت یک ساخـتمان پـنج طبقه است، که هـر طبقه از طبقه قـبلی کوچکـتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهـد. معـبد اصلی در آخرین طـبـقـه ساختـه شده بود. موادی که در ساختمان این معـبد بکـار رفـته است، بـیـشـتر از آجرهـای پـخـته لعـاب دار هـمراه با ساروج بـسیار قـوی بوده است.

گـنـبد غـربی معـبد چـغازنـبـیل که بصورتی ماهـرانه ساخته شده بود هـنوز هـم پس از گـذشت سـه هـزار سال از تاریخ آن بصورتی عـجـیب و حیرت آور در وضعـیتی خوب بسر می برد. ساخـتـن طاقـهـای هـلالی شکـل برروی راهـروهـا و پـلـکـان هـای داخل معـبـد نـشـانگـر مـوفـقـیت فوق العـاده و شگـفت آور معـماری در ایران باستان است. چـیـزی که باعـث تعـجب و شوک بـسیار در معـماری چـغـازنبـیل است، اینکه ابـتـکار هـنـرمندان آن دوره در اخـتراع و ساختـن یک سیستم جدید که آب آشامـیدنی ساخـتمان را تهـیه می کرده است. آب تسویه شده بوسیله عبادتـگـران و پـرستـشگـران و ساکـنین آن منطقه مورد استـفاده قرار می گـرفت.... برگرفته ازسایت
daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 19:52  توسط سام  |